سنجش پایداری شهرهای کوچک در استان مازندران

قسمتی از متن پایان نامه :

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

بصورت ایده آل برنامه ریزی توسعه بایستی توأم با فرآیند آموزش اجتماعی باشد که فضایی برای ابراز عقاید و چشم اندازهای گروههای متفاوت فراهم می‌سازد. پس طراحی نهادی فرآیند برنامه ریزی بایستی باز و قابلیت واکنش پیش روی شرکت کنندگان با تنوع بسیار بالای منابع محلی را داشته باشد.

بحث و مطالعه بر سر استراتژیهای فضایی بایستی با اطلاع و تحلیل بسترهای سیاسی که این استراتژیها در درون آن شکل میگیرد انجام گیرد. لذا این به آن معناست که مفهوم برنامه ریزی فضایی صرفاً تکنیکی یا فرآیند سیاسی نیست. غفلت از روابط قدرت و سیاست یکی از معضلات کلانی می باشد که برنامه ریزی را دچار خدشه می‌سازد. معضلات فضایی در سطوح محلی/ ناحیه ای انعکاس دهنده اشکالات عمیق‌تر اجتماعی ـ اقتصادی می باشد که نمی‌تواند حل گردد مگر اینکه روابط تولید و بازتولید اجتماعی تحلیل شوند. چنین تحلیلی منجر به عیان شدن ریشه‌های بسیاری از معضلات توأم با الگوهای طبقاتی، جنسیتی، اخلاقی/قومی و سایر روابط اجتماعی می گردد.

از سوی دیگر، چارچوب فضایی می‌بایست با سطوح بالاتری از قدرت در سطح ملی و بین المللی پیوند بخورد. ضروری می باشد تا ملاحظات لازم در خصوص مواردی زیرا پیامدهای محلی و ناحیه ای سیاست‌های دولت، مسیر کلی توسعه و انطباق با ویژگی‌های کشور مدنظر قرار گیرد. همه این ملاحظات برای درک اینکه چرا فقرا عموماً از لحاظ اقتصادی و سیاسی حاشیه ای باقی می‌مانند الزامی می باشد. به رغم اینکه مهم ترین تلاشها برای توسعه از طریق پروژه های محلی انجام می شود (سعیدی، 1386، 48).

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

  • شهرهای کوچک استان با در نظر داشتن ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و کالبدی از چه اندازه پایداری برخوردارند؟
  • در شرایط فعلی با در نظر داشتن شاخص های توسعه پایدار شهری، کدامیک از ابعاد از وضعیت بهتری در شهرهای کوچک استان برخوردار می باشد؟
  • برای رسیدن به پایداری کدامیک از ابعاد پایداری از وزن و اهمیت بیشتری برخوردارند؟
  • با اتخاذ چه الگویی می توان شهرهای کوچک استان را به سمت توسعه پایدار شهری هدایت نمود؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه